(((IQQQQQQ)))

تا ۱۰ سال پیش تفکر متداول و غالب این بود که ظرفیت و استعداد مغز انسان از زمان تولد تا هنگام مرگ ثابت ‌می‌ماند و قابل افزایش نیست؛ ولی محققانی که درمورد افراد با بهره هوشی (IQ ) بالا مطالعه می‌کنند، هوش ‌ژنتیک را به عنوان استاندارد علمی در نظر دارند.

با پیشرفت اسکن‌های مغزی و افزایش توانایی اسکن مغزی حتی تا یک سلول منفرد، باید اعتراف کنیم که ما نه تنها می‌توانیم باهوش‌تر و از نظر مغزی متعادل‌تر شویم، ‌بلکه این روند می‌تواند در تمام طول عمر ادامه داشته باشد. هنگامی که این یافته‌های جدید را در مقیاس ‌وسیع‌تر به هم ربط می‌دهیم، می‌بینیم که ما هر قدر باهوش‌تر شویم، خوشبخت‌تر خواهیم شد.

یکی از اصول انعطاف‌پذیری این است که  نرون‌ها یا سلول‌های مغزی به سمت نقاط و مراکزی که فعالیت ‌بالایی دارند، جذب می‌شوند ، زمانی که یاد می‌گیرید تعادل خود را هنگام دوچرخه‌سواری حفظ کنید، سلول‌های ‌مربوط به این کار در نقطه‌ای متمرکز می‌شوند و بر اثر آزمون و خطا، نرون‌های کافی تجمع یافته و به ‌صورت بسته‌ای درمی‌آیند تا شما به سطح بالایی از تعادل دست یابید و بالاخره ماهیچه‌ها ارتباط خود را با نرون‌ها ایجاد نمایند و شما قادر به دوچرخه‌سواری شوید. به نظر می‌رسد که این نرون‌ها سال‌های سال در ‌همان جا باقی می‌مانند و شما توانایی دوچرخه‌سواری را برای همیشه حفظ می‌کنید.

حال باید دید که بسته‌های نرون‌های احساسی چگونه گسترش می‌یابند که حالتی از تاثیر منفی مانند افسردگی و ‌نگرانی را ایجاد می‌‌کنند. این عقده‌ها و پیچیدگی‌ها را می‌توان با بسته‌های شبکه عصبی "لذت و شادی" که ‌برای زندگی فرد کمتر نابودکننده است و فرد را برای تغییر تقویت می‌کنند"، جایگزین نمود. شما می‌توانید مغز ‌خود را پرورش دهید تا احساس شادی نموده و از استرس و نگرانی رها شود.‌اولین قدم برای بازسازی مغز در عکس‌العمل‌های احساسی و هیجانی و همچنین هوش ذهنی، بی‌ثبات کردن ‌دسته‌های عصبی محدودکننده است. شاید حتی لازم باشد که پیوستگی آنها به طور کامل شکسته شود.

به جای ‌اینکه فکر کنید چگونه یک مسئله ریاضی را به یک روش حل کنید، به راه‌های دیگر آن بیندیشید. اگر نمی‌توانید ‌از طوفان استرس رها شوید، همت کنید و خود را ملزم نمایید تا کاری را که می‌خواهید، انجام دهید. ولی ابتدا باید روند فکر کردن را متوقف کنید. چگونه می‌توان چنین کاری انجام داد؟ یکی از متداول‌ترین راه‌ها،  تغییر ‌الگوی تنفس  است. مغز و همچنین تمام بدن، به الگوی تنفسی شما پاسخ می‌دهند. برای مثال تصور کنید که اگر ‌۲۲‌ بار در دقیقه نفس بکشید (تنفس خرگوشی) مغز شما فکر می‌کند که شما در خطر هستید و طبعا در این ‌حالت به صورت طوفان نگرانی عکس‌العمل نشان خواهد داد.

در چنین شرایطی شما قادر نخواهید بود که به ‌روشنی فکر کنید و تمرینات مغزی انجام دهید؛ زیرا سیستم بدن شما در حالت نجات از خطر و مرگ قرار ‌گرفته و به جای فکر کردن از طریق راه‌حل‌های منطقی به دنبال پاسخ‌های سریع می‌گردد. سعی کنید ۱۴-۱۲ بار در دقیقه نفس بکشید و حالت عادی‌تری برای فرآیند مغزی خود ایجاد نمایید. راه‌های دیگری نیز برای ‌توقف الگوهای فکری وجود دارد که از جمله می‌توان به مسافرت رفتن، ورزش کردن و ... اشاره کرد.

قدم دوم برای تغییر مغز و دستیابی به راه‌حل‌های احساسی بهتر این است که همزمان با بی‌ثبات کردن و شکستن الگوی مغزی نگرانی، الگویی را که خود می‌خواهید جایگزین آن کنید. همانگونه که جدول ضرب و ‌دوچرخه سواری را با تمرین و تکرار می‌آموزید، می‌توانید الگویی را که دوست دارید، بیابید. نشان داده شده ‌است که گوش کردن به یک آوای خوش مانند صدای دریا می تواند معجزه کند.

برخی از مردم به سرودهای ‌پرمعنا با جملات حقیقی و مثبت گوش داده و بیت مشهوری از آن را با خود زمزمه می‌کنند و همین کار آنها ‌را در حالتی که دوست دارند قرار می‌دهد.‌پس به خاطر داشته باشید که شما باید آنچه را که می‌خواهید تمرین  كنيد و با تمرین و تکرار آن را در خود ایجاد کنید، وگرنه طوفان‌های نابودکننده مغز بازخواهند گشت. هر چه بیشتر بتوانید مغز خود را برای آنچه دلخواه ‌شماست تمرین و آموزش دهید، بهتر خواهید توانست آنچه را می‌خواهید انجام دهید.‌

یکی از راه‌هایی که می‌تواند موجب جهش شما در زمینه کسب مهارت‌های انعطاف‌پذیری مغزی شود، این ‌است که توانایی‌های خود را جشن بگیرید. همان‌گونه که در توصیف رفتاری گفته شده است، مغز عاشق ‌تحسین است. وقتی موفق به انجام کاری می‌شوید، برای خود یک مهمانی کوچک ترتیب دهید. به خودتان جایزه ‌بدهید و به خود بنازید. شاید به نظر خودتان خارق‌العاده نباشید، ولی مطالعات روانشناسی نشان داده است که  مغز انسان توانایی‌های شگفت‌انگیزی در انجام اعمال گوناگون دارد؛ فقط کافی است به خود فرصت دهید، ‌ممکن است تصور این مطلب برای‌ شما دشوار باشد، ولی مطمئن باشید شما این قدرت را دارید در هر لحظه‌ای ‌که بخواهید، زندگی خود را تغییر دهید.

رسم روزگار

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش

 

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش.

 

اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش.

 

اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش.

 

آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش.

 

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش.

 

نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش.

 

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.

 

و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم.

رمزنگاه

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟ شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم. استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است؛ اما چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟ شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند اما پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد. سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد. آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند؛ هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها باید صدایشان را بلندتر کنند. سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است. فاصله قلب‌هایشان بسیار کم است. استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود. سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد.


راهکارهای موفقیت

راهکارهایی برای رسیدن به اهدافمان
1. همیشه هدف را در ذهن داشته باشید.

همه چیز با هدفی که می‌خواهید به آن برسید شروع می‌شود. اگر ندانید هدفتان چیست، هیچ راهی برای رسیدن به آن وجود ندارد. تصور کنید وارد یک تاکسی می‌شود، اولین کاری که می‌کنید چیست؟ شاید اول به راننده سلام کنید اما بعد چه؟ به راننده می‌گویید که کجا می‌خواهید بروید تا او بتواند شما را به آنجا برساند. به همین ترتیب باید بدانید جایی که در زندگی می‌خواهید به آن برسید کجاست.

به همین دلیل خیلی مهم است که هدف‌های مشخص از چیزهایی که می‌خواهید برای خودتان ایجاد کنید. چه می‌خواهید؟ اهداف و رویاهای شخصیتان چیست؟من خودم کنار تختم کاغذی چسبانده‌ام که روی آن اهداف ورویاهایم را نوشته‌ام. این اهداف به من یادآوری می‌کنند که دقیقاً چه می‌خواهم و هر روز من را به سمت آنها حرکت می‌دهد.

2. کاری را بکنید که دوست دارید.

وقتی کاری را انجام دهید که دوست دارید مثل این می‌ماند که سوختی نامحدود دارید که شما را همیشه در حرکت نگه می‌دارد. عطش شما برای موفقیت در آن کار خیلی بیشتر از هر کار دیگری خواهد بود. من هر روز با عشق و علاقه مفرط به سراغ وبلاگم می‌روم زیرا برای نوشتن در آن دلیلی دارم که به آن معتقدم. کمک به رشد دیگران یکی از کارهایی است که می‌دانم می‌خواهم تا پایان عمر انجام دهم.

ارباب‌رجوعی دارم که قبلاً 5-4 کار مختلف را امتحان کرده اما نتوانسته هیچوقت در هیچکدام از آنها موفق شود. اما چرا؟ به خاطر این نبود که بی‌استعداد بود یا تنبل. دلیل اصلی این بود که او علاقه‌ای به کارهایی که وارد آن می‌‌شد نداشت و فقط به دنبال پول بود. طبیعت آن کارها اصلاً مورد علاقه او نبود. منظور این نیست که اگر بخواهید پول دربیاورید بد است. منظورم این است که اول باید از کاری که می‌کنید لذت ببرید.

اگر مطمئن نیستید که کار موردعلاقه‌تان چیست، ببینید نسبت به چه چیزی الان بیشتر مشتاق هستید؟ اگر قدرت انتخاب داشته باشید که هر کاری که دوست داشتید انتخاب کنید، آن چه خواهد بود؟عشق و علاقه شما به یک کار سوختی است که شما را به سمت برتری می‌رساند.

3. سخت‌تر از بقیه کار کنید.

کسی را نمی‌شناسم که بدون زحمت کشیدن توانسته باشد در چیزی موفق شود. یکی از مهمترین اجزاء و مولفه‌های برتری تلاش و کوشش است. می‌توانیم استراتژی‌ها و گام‌های موثری برداریم اما بدون تلاش و کوشش میسر نخواهد بود. خوشبختانه اگر قدم دوم را اجرا کرده باشید و کاری را انجام می‌دهید که دوست دارید، کار چندان هم برایتان کار نیست.

از سال گذشته که وبلاگم را راه‌اندازی کردم، ساعتهای بیشمار حتی روزهای تعطیل را صرف آن می‌کردم و مقالاتی عالی برای خوانندگانم می‌نوشتم. همه اینها به طریق خود نتیجه داد. نمی‌گویم باید همه روابط اجتماعیتان را به خاطر کار کردن محدود کنید زیرا این با هدفتان در تناقض است. منظورم این است که باید برای به موفقیت رساندن کارتان خود را متعهد کنید.

4. از تمامی لحظه‌ها استفاده کنید.

همه لحظات ارزشمندند. افراد فوق‌العاده می دانند که زمان ارزش زیادی دارد. جمله‌ای از دونالد ترامپ در یکی از کتاب‌هایش خواندم که می‌گفت، ارزش وقت خیلی بیشتر از پول است زیرا پول را می‌توان دوباره به دست آورد اما زمان را هیچوقت نمی‌توانید به عقب برگردانید. به همین علت، من همیشه مطمئن می‌شوم که از زمان بهترین بهره را می‌برم و از تمام لحظاتم استفاده می‌کنم. مثلاً هروقت قرار است مسافت زیادی را در راه باشم، سعی می‌کنم به کتاب‌های صوتی گوش دهم.

دقت کنید که این عادت به این معنی نیست که باید 24 ساعت شبانه‌روز کار کنید. استفاده بردن از تمام لحظات زندگی به معنی زمان استراحت و بازسازی هم هست زیرا کمکتان می‌کند راه طولانی به سمت موفقیت را راحت‌تر سپری کنید.

5. برای به دست آوردن نتیجه دلخواه وارد عمل شوید.

داشتن زندگی موفق به این معنی است که باید اهل عمل باشید. کارهایی که می‌کنیم یا نمی‌کنیم تعیین‌کننده میزان رشد و پیشرفت ما هستند. اگر بخواهیم نتایج خوبی در زندگی به دست آوریم باید برای رسیدن به آنها اقدام و عمل متناسب انجام دهیم.

بعنوان مثال، خیلی‌ها اعتقاد دارند که رسانه‌هایی که کار آنها را نشان می‌دهد می‌تواند خیلی به رشد کار آنها کمک کند اما باور دارند که فقط زمانی اتفاق می‌افتد که به اندازه کافی برجسته باشید. بااینکه این گفته معمولاً درست است اما من هیچوقت اجازه نمی‌دهم که این باور مانع من شود. من برای اینکه رسانه‌ها کار من را معرفی کنند ده‌ها بار اقدام کرده‌ام و از هیچ اقدامی خودداری نکرده‌ام.

6. بطور مداوم خودتان را به‌روز کنید.

باید یاد بگیرید که هیچوقت عقب ننشینید. همیشه برای بهتر شدن کاری هست که می‌توانید انجام دهید. ممکن است امروز توانایی‌ها و مهارت‌های زیاد و عالی داشته باشیم اما باوجود خوب بودن آنها، مهارت‌های ما باید مداوم رشد کند. آدم‌های فوق‌العاده و موفق همیشه در حال یادگیری، مطالعه و رشد دادن خودشان هستند. پس برای رسیدن به موفقیت باید همیشه سطح خودمان را بالا بکشانیم.

7. فیدبک بخواهید.

مهم نیست که چقدر باید پیشرفت کنیم، مهم این است که نقاط کوری خواهیم داشت. نقاط کور چیزهایی درمورد ما هستند که اطلاعی از آنها نداریم و هیچوقت نمی‌توانیم چیزهایی که نسبت به آن کور هستیم را رشد دهیم. خواستن نظر و فیدبک دیگران ساده‌ترین، سریع‌ترین و موثرترین راه برای ارتقاء فردی است.

من هر کاری که می‌کنم، فوراً تقاضای فیدبک می‌کنم. در کار قبلی که بودم، معمولاً از مدیر و همکارانم می‌خواستم که نظراتشان را ابراز کنند و بگویند که چطور می‌توانم پیشرفت کرده و بهتر شوم. خیلی وقت‌ها با دوستاننم جلسات فیدبک می‌گذاشتیم و در آن همدیگر را راهنمایی می‌کردیم. در وبلاگم هم مدام از نظرات خوانندگانم استفاده می‌کنم.

8. سعی کنید در هر کاری اول شوید.

صبر کنید، فکر کردید عادات لازم برای دستیابی به موفقیت و برتری فقط 7 مورد است؟
یک عادت دیگر هم هست که مخصوص افراد فوق‌العاده و موفق است و آن اینکه سعی کنید در هر کاری همیشه اول شوید. کسی که دنبال رتبه متوسط است هیچوقت فوق‌العاده نخواهد شد. برای فوق‌العاده بودن باید سعی کنید همیشه بالاترین باشید. فقط زمانی می‌توانید بهترین نتایج را به دست آورید که استانداردهای زندگیتان را بالا ببرید.

بعنوان مثال من دوست دارم که وبلاگم برترین وبلاگ موجود در زمینه موفقیت و پیشرفت فردی باشد. هر زمان که مقالاتم را می‌نویسم، سعی می‌کنم بالاترین کیفیت را داشته باشند به همین دلیل خوانندگانم ارزش مقالاتم را تشخیص می‌دهند و خواندن آنها را به دیگران هم پیشنهاد می‌دهند. همین باعث رشد و موفقیت وبلاگ شده است.

ارزش ما!!!!!

سخنران در حالی که یک بیست دلاری را بالای دست برده بود، از افراد حاضر در سمینار پرسید: چه کسی این ۲۰ دلار را می‌خواهد؟ دست‌ها همه بالا رفت، او گفت: قصد دارم این اسکناس را به یکی از شما بدهم؛ اما اول اجازه بدهید کارم را انجام دهم.

سخنران ۲۰ دلاری را مچاله کرد و دوباره پرسید: هنوز کسی هست که این اسکناس را بخواهد؟ دست‌ها همچنان بالا بود..

او گفت: خب اگر این کار را بکنم، چه می‌کنید؟

سپس اسکناس را به زمین انداخت و آن را زیر پایش لگد کرد. او ۲۰ دلاری مچاله و کثیف را، از روی زمین برداشت و گفت : کسی هنوز این را می‌خواهد؟ دست‌ها باز هم بالا بود.

سخنران گفت: دوستان من، شما همگی درس ارزشمندی را فرا گرفتید، در واقع چه اهمیتی دارد که من با این ۲۰ دلاری چه کار کردم؛ مهم این است که شما هنوز آن را می‌خواهید. چون ارزش آن کم نشده است، این اسکناس هنوز ۲۰ دلار می‌ارزد.

خیلی وقت‌ها در زندگی به خاطر شرایطی که پیش می‌آید، زمین می‌خوریم، مچاله و کثیف می‌شویم، احساس می‌کنیم که بی‌ارزش شدیم، اما اصلاً مهم نیست که چه اتفاقی افتاده و چه اتفاقی خواهد افتاد! شما هرگز ارزش خود را از دست نخواهید داد؛ کثیف یا تمیز، مچاله یا تاخورده، هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند ارزشمند هستید. 

سخنران در حالی که یک بیست دلاری را بالای دست برده بود، از افراد حاضر در سمینار پرسید: چه کسی این ۲۰ دلار را می‌خواهد؟ دست‌ها همه بالا رفت، او گفت: قصد دارم این اسکناس را به یکی از شما بدهم؛ اما اول اجازه بدهید کارم را انجام دهم.

سخنران ۲۰ دلاری را مچاله کرد و دوباره پرسید: هنوز کسی هست که این اسکناس را بخواهد؟ دست‌ها همچنان بالا بود..

او گفت: خب اگر این کار را بکنم، چه می‌کنید؟

سپس اسکناس را به زمین انداخت و آن را زیر پایش لگد کرد. او ۲۰ دلاری مچاله و کثیف را، از روی زمین برداشت و گفت : کسی هنوز این را می‌خواهد؟ دست‌ها باز هم بالا بود.

سخنران گفت: دوستان من، شما همگی درس ارزشمندی را فرا گرفتید، در واقع چه اهمیتی دارد که من با این ۲۰ دلاری چه کار کردم؛ مهم این است که شما هنوز آن را می‌خواهید. چون ارزش آن کم نشده است، این اسکناس هنوز ۲۰ دلار می‌ارزد.

خیلی وقت‌ها در زندگی به خاطر شرایطی که پیش می‌آید، زمین می‌خوریم، مچاله و کثیف می‌شویم، احساس می‌کنیم که بی‌ارزش شدیم، اما اصلاً مهم نیست که چه اتفاقی افتاده و چه اتفاقی خواهد افتاد! شما هرگز ارزش خود را از دست نخواهید داد؛ کثیف یا تمیز، مچاله یا تاخورده، هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند ارزشمند هستید.

طریقه برخوردبامشکلات


استادی در شروع کلاس درس، لیوانی پر از آب به دست گرفت و آن را بالا برد که همه ببینند. بعد، از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند: ۵۰ گرم، ۱۰۰ گرم، ۱۵۰ گرم.استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی‌دانم دقیقا وزنش چقدر است. اما سوال من این است اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین‌طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی‌افتد. استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین‌طور نگه دارم، چه اتفاقی می‌افتد؟یکی از شاگردان گفت: دست‌تان کم کم درد میگیرد.- حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟ شاگرد دیگری گفت: دست‌تان بی‌حس می‌شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می‌شوند. و مطمئنا کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.استاد گفت: خیلی خوب است، ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟ شاگردان جواب دادند نه.- پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می‌شود و در عوض من چه باید بکنم؟شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.استاد گفت دقیقا مشکلات زندگی هم مثل همین است. اگر آنها را چند دقیقه در ذهن‌تان نگه دارید اشکالی ندارد؛ اما اگر مدت طولانی‌تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد. اگر بیشتر از آن نگه‌شان دارید، فلج‌تان می‌کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود. فکر کردن به مشکلات زندگی مهم است؛ اما مهم‌تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نمی‌گیرید و هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می‌شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشی که برایتان پیش می‌آید، برآیید.

باد چگونه به وجود می آید؟

تمایل محور زمین بر سطح مدار گردش انتقالی،ازطرفی باعث اختلاف روز و شب و از طرف دیگر چون افتاب در تمام روزهای سال بر تمام سطوح زمین یکسان نمی تابد،لذا مدت تابش خورشید در نقاط مختلف متفاوت است.این اختلاف باعث پیدایش مناطق سرد و گرم وایجاد فصول در مواقع معینی از سال میشود.

میان نواحی سرد(فرابار)ونواحی گرم(فروبار)هواجابه جامیشود.ازاین حرکت هوای سرد به طرف هوای گرم باد به وجود میاید.

اگراختلاف دما میان دو ناحیه کم باشد وفاصله ی این دو ناحیه از هم زیاد باشد،شدت بادضعیف و سرعت ان ازحدود15کیلومتردرساعت تجاوز نمیکند.ولی اگراختلاف دما زیاد وفاصله میان دوناحیه کم باشد،شدت بادزیاد و سرعت ان از100کیلومتر در ساعت تجاوز میکند.

بادهایی که سرعت وزش انها150الی300کیلومتردرساعت باشد،طوفان وتوفند نامیده میشوند.

دوستی خدا

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

امروز صبح وقتی از خواب برخاستی، تو را تماشا کردم و امید داشتم که با من حرف بزنی. فقط چند کلمه و یا از من به خاطر اتفاق خوبی که دیروز در زندگی تو افتاد، تشکر کنی. اما تو سرگرم پوشیدن لباس بودی.

هنگامی که می‌خواستی از خانه بیرون بروی، می‌دانستم که می‌توانی چند دقیقه‌ای توقف کنی و به من سلام کنی، اما تو خیلی سر‌گرم بودی. زمانی که پانزده دقیقه بیهوده بر روی صندلی نشسته بودی و پاهایت را تکان می‌دادی، فکر می‌کردم که می‌خواهی با من سخن بگویی، اما تو به سوی تلفن دویدی و با یکی از دوستانت تماس گرفتی تا از چیز‌های بی‌اهمیت بگویی. من با صبر و شکیبایی در تمام مدت روز تو را نگاه می‌کردم ولی تو آنقدر مشغول بودی که هیچ‌چیز به من نگفتی.

موقع خوردن نهار متوجه شدی که چند نفر از دوستانت قبل از غذا کمی با من حرف می‌زنند، اما تو چنین کاری نکردی. باز هم زمان باقی است و امیدوارم که تو سر‌انجام با من حرف بزنی. به خانه رفتی و به نظر می‌رسید که کارهای زیادی برا ی انجام دادن داری، بعد از انجام چند کار، تلویزیون را روشن کردی و وقت زیادی را در برابر آن سپری کردی. من باز هم با شکیبایی منتظر ماندم تا بعد از تماشای تلویزیون و خوردن غذا با من حرف بزنی. هنگام خوابیدن گمان کردم که خیلی خسته‌ای. بعد از گفتن شب‌به‌خیر به خانواده، سریعاً به سوی رختخواب رفتی و خوابیدی. مهم نیست. شاید نمی‌دانستی که من همیشه با تو هستم. 

من بیش از آنچه تو بدانی، صبر پیشه کردم، من حتی می‌خواستم به تو بیاموزم که چگونه با دیگران صبور و شکیبا باشی.

من به تو عشق می‌ورزم و هر روز منتظرم تا با من حرف بزنی.

چقدر مکالمه‌ی یک‌طرفه و یک‌جانبه، سخت است!

بسیار خوب، تو یک بار دیگر از خواب بر‌خاستی و من نیز یک‌بار دیگر فقط به خاطر عشقی که به تو دارم، منتظر خواهم ماند. به این امید که امروز کمی از وقتت را به من اختصاص دهی. روز خوبی داشته باشی. 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
«دوست تو، خدا»

سحابی چیست؟

فضای بین ستارگان تهی نیست،از ابرهای بسیار گسترده ی غباروگازپوشیده شده است.ابرهای واقع در فضا،که چندان شباهتی هم به ابرهای بارانی اطراف زمین ندارند،سحابی میگویند.اگردرون یک سحابی ستارگان پرنوری وجود داشته باشد،دران صورت سحابی روشن ودرخشان خواهدبودوگرنه سحابی های تاریک خواهیم داشت.


...We Can If

پسربچه هشت ساله‎ای در مقابل چاه آرزو به مردی سالخورده نزدیک شد و در حالی که مستقیم به‎ چشمان او نگاه می‎کرد پرسید: «می‎دانم که مرد بسیار فرزانه‎ای هستید. می‎خواهم راز زندگی را از دهان‎ شما بشنوم‎». مرد سالخورده نگاهی به پسربچه انداخت و پاسخ داد: «من در طول عمر خود خیلی به‎ پاسخ سؤالت فکر کرده‎ام و راز زندگی را در چهار واژه خلاصه می‎کنم‎: اولی اندیشیدن است‎. یعنی خوب‎ در مورد ارزش‎هایی بیندیش که دوست داری زندگی‎ات را براساس آن بگذرانی‎. دومی باور داشتن است‎. یعنی براساس اندیشه‎هایت در رابطه با ارزشهایی که می‎خواهی با آن‎ها زندگی‎ات را بگذرانی‎. خودت را باور داشته باش‎. سومی آرزو کردن است‎. یعنی براساس باورت به خود و ارزش‎های زندگی‎ات‎، آرزو کن‎. چهارمی جرأت کردن است‎. یعنی براساس باورت به خود و ارزشهایت در زندگی‎، به خود جرأت‎ آرزوهایی را بده که می‎توانند به واقعیت بپیوندند». پسربچه پس از شنیدن این سخنان به فکر فرو رفت و پس از آن‎، این چهار واژه طلایی یعنی تفکر، باور، آرزو و جرأت را سرلوحه زندگی خود قرار داد، چون‎ حالا به راز زندگی پی برده بود

Myزیبا life

سلام سلامی با یه دنیا امید سلامی به دنبال یه خداحافظی تلخ:

من از امروز دوباره تصمیم گرفتم به زندگیی برگردم که بیشتر قشنگی ها در اون احساس میشن و سختی ها خیلی کم رنگ اند .تصمیم گرفتم فقط به دنبال اهدافم حرکت کنم نه به دنبال کسب رضایت این ادما، دوست دارم فقط برای خودم و خدا زندگی کنم  حرفهایی رو خواهم شنید که باید بشنوم خلاصه این که میخواهم زندگی کنم و دنیام رو بسازم ولی تا وقتی نفس میکشم فراموش نمیکنم که چه کسانی موجب ناراحتی و جاری شدن حتی یه قطره اشک از چشمام شدن وتلاش میکنم که بهشون اثبات کنم که اشتباه کردن ...

وهمیشه دوست خواهم داشت خانوادم رو و کسانی رو که در تمامی لحظات، چه خوب وچه بد بهم کمک کردن و با من همراه شدن نه کسانی رو که با شنیدن یه مشکل دنبال راهی برای دورشدن اندو همچنین مدیون بعضی از افراد خواهم بود که کمک کردند تا اماده ی پا گذاشتن به جامه باشم اونها با نشون دادن گوشه ای از کارها که ادمها میتونند بخاطر پول انجام بدند غیر مستقیم از من خواستند برای مقابله با بدتر از خودشون اماده شم

یه تشکر ویژه ام از خانوادم و عشقم"فاطی"و آبجیم"سمیرا"میکنم که با مهربانی ها و محبتشون باعث شدند به این زندگی امیدوار شم و باور کنم که هنوز آدمای خوبی هم هستند !تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

در نهایت این که میخواهم شاد و آزادانه باسربلندی زندگی کنم و دکتر خوبی بشم

عکس های منتخب و هنری زیبا | www.pixbaran.com

این روزا

یه چند روزی میشه که من دوباره احساس خستگی فوقالعاده ای میکنم نمیدونم چرا ولی خیلی خوب میدونم که از این ادم ها بد جور بیزار شدم دیگه اصلا دلم نمیخواد به این زندگی به اصطلاح اجتماعی ادامه بدم ولی چاره ای نیست و خواست خدا اینه

ولی خیلی خوب میدونم که بدتر از همه از دست دادن چیزهایی که باور داری مال تو ویا این که هیچ وقت تغییر نمیکنه ولی تو یه چشم بهم زدن از دست میدی این موقع است که دیگه ناامید و بی انرژی میشی همین موقع است که چشمات پراز اشک میشه و گونه هات تر میشه همین جاست که احساس میکنی بدنت سنکین شده چنان که با یه مرده تفاوت چندانی نداره اره این میشه روزگار تو و بدترین قسمتش اینه که کسی دور و برت نیست که بهت کمک کنه تا دوباره به زندگی برگردی حتی اگه کسی هم باشه تو دیگه انرژی و حوصله ای برای گوش کردن نداری!!!!!

عکس های منتخب و هنری زیبا | www.pixbaran.com

عشقی

 

 

این روزها شب میپرد تنها به آغوشم

آواز تنهایی شده آویزه ی گوشم

در من هزاران درد رنگ حرف میگیرد

اما همین که میرسی خاموش خاموشم

تاوان سختی داده ام تا مال من باشی

انگار مهری زد خدا، داغیست بر دوشم

آنقدر داغم از تبت که صورتم سرخ است

در لحظه های بی کسی، با اشک میجوشم

جدی بگیر این چشم های روسیاهم را

وقتی به رنگ چشمهایت تیره میپوشم

با خنده هایت تلخ کامی واژه ی دوریست

حتی کنارت چای را بی قند مینوشم

قلب مرا پس میدهی، میگیرم .....اما نه!

تو شرط ها را گفته ای ....«یادت فراموشم»

 

بدلکاران چگونه خود را اتش می زنند؟!!!

در فیلم ها بسیار دیده میشود که افراد از میان ساختمان های شعله ور به بیرون می پرند،صحنه هایی که اجرای انها به نظر بسیار خطرناک می اید،املا اگر خوب دقت کنید خواهید دید که این افراد معمولا بدن خود را کاملا پوشانده اند و مدام به این سو و ان سو حرکت می کنند .

افراد بدل کار معمولا از لباس هایی استفاده می کنند که محتوی فیبر های پلیمری ابر جاذب هستند و اب را در خود نگه می دارند . یک لایه از چنین پارچه ای می تواند انها را برای مدتی خنک نگه دارد اما انها باید به حرکت کردن ادامه دهند تا شعله ها به صورت انها اسیبی وارد نکنند .

در صحنه هایی که باید پوست بدن انسان در میان اتش نمایش داده شود،بدل کاران از ژلی مخصوص و ضد اتش محتوی اب استفاده می کنند ژلی که یک لایه ی نازک از ان تقریبا در تصویر ها دیده نمی شود.

رابطه ی ایمیل با شخصیت افراد

نتایج یک بررسی تازه نشان می دهد بسیاری از مردم از روی ادرس پست الکترونیک کاربران در مورد شخصیت انها قضاوت می کنند و این قضاوت در اکثر موارد درست و نزدیک به واقعیت است زیرا کلمات انتخاب شده توسط کاربر به عنوان ادرس پست الکترونیک معرف ویژگی های شخصیتی اوست .

پژوهشگران دانشگاه لایپزیک بات انمتخاب 600 ادرس ایمیل به طور تصادفی از صاحبان انها خواستند با مشاهده ی ادرس ایمیل در موردویژگی های مالکان انها شامل انزواطلب بودن یا گشاده رو بودن آائئو،،خود بزرگ بین یا خاضع بودن،سخت گیر یا ساده بودن و سایر موارد قضاوت کنند.

 نتایج این بررسی نشان داد افرادی که در ادرس های ایمیل خود از کلماتی مانند کوچولو،کوچک یا عزیز و شیرین همراه با اسم حیوانات باهوش خانگی استفاده می کنند افرادی دلپزیر و ملایم اند .در مقابل،افرادی که در ادرس های ایمیل خود از کلماتی مانند شاه یا بهترین اسنفاده کرده بودند افرادی خود پرست و مغرور بودند .جالب ان که از هر 6مورد قضاوت دانشجو.یان در مورد شخصیت مالکان ایمیل أ5 مورد صحیح بوده است.