یه چند روزی میشه که من دوباره احساس خستگی فوقالعاده ای میکنم نمیدونم چرا ولی خیلی خوب میدونم که از این ادم ها بد جور بیزار شدم دیگه اصلا دلم نمیخواد به این زندگی به اصطلاح اجتماعی ادامه بدم ولی چاره ای نیست و خواست خدا اینه

ولی خیلی خوب میدونم که بدتر از همه از دست دادن چیزهایی که باور داری مال تو ویا این که هیچ وقت تغییر نمیکنه ولی تو یه چشم بهم زدن از دست میدی این موقع است که دیگه ناامید و بی انرژی میشی همین موقع است که چشمات پراز اشک میشه و گونه هات تر میشه همین جاست که احساس میکنی بدنت سنکین شده چنان که با یه مرده تفاوت چندانی نداره اره این میشه روزگار تو و بدترین قسمتش اینه که کسی دور و برت نیست که بهت کمک کنه تا دوباره به زندگی برگردی حتی اگه کسی هم باشه تو دیگه انرژی و حوصله ای برای گوش کردن نداری!!!!!

عکس های منتخب و هنری زیبا | www.pixbaran.com